دو روز دیگه مونده سال نود و هشت هم تموم بشه و نود و نه با تمام خوشیهاش بیاد به امیدخدا
از روزی که ترکم کردی تا الان من که زجرها کشیدم تابه این مرحله از آرامش رسیدم اما فکر میکنم که وقتی از خونه بیرونم کردی چندین بار زلزله اومد.وقتی که از تلگرام مسدودم کردی تلگرام قطع شد و وقتی که نیستی بیای بگی بانو حاضر شو بریم جنوب ؛بیماری کرونا همه جا رو گرفته که مانع رفتن تو بدون من بشه
فکرش را میکنم حقم خیلی بیشتر از ایناس پیش تو
من یه زن بودم تو با تمام احساسم بازی کردی.
نمیشه اسم تو را مرد گذاشت چون نامردی
نمیدونم چکار کنم که فراموشت کنم اما همین که آهنگی گوش میدم یا اسمت میاد غم روی دلمو میگیره
از خدا پنهان نیست ازتو هم پنهان نباشه با وجود دلخوشی های زیادم تو زندگی و آرامشی که دارم اما هنوزم عاشقتم.الانم با دیدن عکسهات کلی گریه کردم که چرا نباید باشی
من درحقت بدیی نکردم هرچه داشتیم و هرچه کردیم رضایت هر دوتامون بود.نه تو منو اجبار به کاری کردی نه من تورو .
پس چیزی که عوض داره گله نداره
چه میشه بعداز تو نمیدونم اما همینقدر میدونم که اینم میگذره
برچسب:
نویسنده: نوید رستمی