شاید جدا از اتفاقهای زندگی م بعضی مواقع هم مثل الان پیش بیاد یه چند خطی برای شکستم بنویسم
شکستی که ۱۵ سال از بهترین روزهای عمرمو نابود که چی بگم جهنم کرد
بعضی 1ها قشنگ بوی نیومدن میده
از چشماش میخونی که دیگه رفت که بره
اینجور مواقع غروب هاش میشه چند سال
شبش میشه ظلمات لاینفک
بسان آنکه تو رفتی که بروی
ومن در همان خیابان مانده ام که بمانم
حرف دلمو حمید هیراد میزنه اونجا که میگه
آخر همان شد که نباید میشد
آه
آخر همان رفت که نباید میرفت
واقعا یه رفتنهایی هست که جای خالیشون با هیچ چیز پر نمیشه
و بغضش روی گلومون تا آخر عمر میمانه
برچسب:
نویسنده: نوید رستمی