خرید بک لینک

نمیدونی روز هشت خرداد اسباب کشی کردم.اومدم تو خونه ای که همیشه برام آرزو داشتی چقدر دلتنگت بودم

چون اگه میدونستی اونجوری با نامردی ترکم نمیکردی.با یک چشم اشک میریختم و بغض میکردم و با چشم دیگرم شور و شوق و اشک شادیم جاری بود که دارم میام خونه جدید و قشنگم.

عزیزدلم همون مبلمانی که دوسال پیش توی همدان برام در نظر گرفتی گفتی اگه من نبودم بیا اینا رو بخر با سرویس خوابشون

رفتیم همون مدلا با رنگ روشن و سرویس خوابش گرفتم.آخه قشنگ انتخاب تو بود.تو نامردی.تو منو ترک کردی اما من همش به فکرتم.چرا از فکرم نمیری .چرا راحتم نمیزاری.چرا؟

من دارم مثل آدم زندگیمو میکنم.تورو خدا توهم قشنگ زندگی کن.

با بعضی دخترا میبینمت.نکن.دیگه ازت گذشته.

صدسال دیگه هم بگذره منتظرت هستم بازم بیای بگی بانو.من اومدم.

بغلت کنم گریه کنم جیغ بکشم.بزنمت.بیا

برچسب: نویسنده: نوید رستمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی