خرید بک لینک

خدا نابودت کنه تا از دستت راحت بشم.بخدا یک روزم بدون فکربهت نمیگذره.امشب بازم دلتنگیهات اومدن.بازم آوار آوار خاطراتت ریختن روی سرم.شدن بغض توی گلوم.و های های زیر پتو گریه کردن

گریه برای تو که واقعا عرضه و لیاقت بامن بودن رو نداشتی تو فقط برای همون زن چشم چران خوبی.که با چشم آدم میخوره.همیشه میگفتی از زن چشم حیز بدم میاد این که باهاته دیگه از نوع بدترینشه.

تف به ذاتت.گفتی زنمه.گیرم با دروغ هات بعضی ها رو مثلا گول دادی منو نمیتونی گول بزنی

تو به این جور زندگی دزدکی عادت کردی.یازده سال اونجوری و الانت هم که دیگه بدتر.خودتو جمع و جور کن.سرت رو کردی تو برف دمت بیرونه.

سه تا بچه گذاشتن رو سرت که اونا رو هم بزرگ کنی.دم این زنه گرم.عجب با بچه داری مشغولت کرده.تو که خودت محرومی خداشکر

این زن خوب با بچه ها مشغولت کرده.با اینهمه ظرف کوچولوی دستش که برات میاره در چه حالی.

چقدر بدبختی خدا

از اون غرور و ابهت چندسال پیش که با من بودی فکر نکنم دیگه چیزی مانده باشه.همون مشغول بچه داریت باشی بهتره.البته تو هم یه شیادی.کم نمیاری.اما لحظه ای خوشگذرانی میکنی.به فکر آینده ت باش داری پیر میشی.

برچسب: نویسنده: نوید رستمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:02

صفحه بندی